مولف ناشناخته
125
تاريخ شاهى ( فارسى )
فصل در ذكر دليرى و پردلى كه خداوند سبحانه و تعالى به وى بخشيده [ 240 ] حكما در كتب خود بيان كردهاند كه شجاعت و دليرى دو قسم است : يك قسم آن است كه بىترس و فزع روى بخصم آرد و دشمن را خرده و برده انگارد و بر نصرت و ظفر متيقن بود و تدبيرها و حيلههاء عقلى بر وى فراموش نگردد ؛ و قسم ديگر آنكه در هنگامى كه مكروهى و ناملايمى او را پيش آيد دل او برقرار بماند و راى او مضطرب نگردد و فكر او مشوش نشود و سررشتهء مصلحت و صواب از دست او بيرون نيايد و پاى ثبات او از جاى نرود ، تا هر كار كه كند بر قاعده و قانون عمل باشد و هر انديشه كه او را افتد از جادهء صلاح و صواب منحرف نگردد . چون خداوند سبحانه و تعالى آن پادشاه را به همه صفتى از صفات كمال آراسته بود و از همه فضيلتى از فضايل انسانى بهرهمند گردانيده ، ازين قسم پردلى و دليرى نيز حظى عظيم داشت كه پهلوانانى [ 241 ] كه دعوى پردلى كنند يقين واثق است كه اگر ايشان را چنين حالى پيش آيد خوف بر ايشان غالب گردد و برقرار خود نمانند . و چند حكايت از صفت پردلى او كه استماع افتاده است و در ميان مردمان اشتهارى تمام يافته بر سبيل تمثيل ايراد كرده مىشود . حكايت كردهاند طايفهاى از اصحاب حرم و نزديكان حضرت كه شبى غلامى